ساعت انتشار: ۱۲:۳۱ ب.ظ
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۲۷ اسفند, ۱۳۹۶
خبرگزاری فارس

شیل در کمین امنیت ملی ایران

دولت آمریکا در نظر دارد که علاوه بر قانون شکنی در برجام، از ابزارهایی، نظیر تلاش برای جایگزین کردن نفت ایران، با هدف فلج کردن اقتصاد ایران در قالب استراتژی غورباقه آب پز، عمل کند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، محمدعلی حسینی دانشجوی ارشد اقتصاد نظری دانشگاه تهران طی یادداشتی نوشت:  دولت آمریکا در نظر دارد که علاوه بر قانون شکنی در برجام، از ابزارهای قانونی، نظیر تلاش برای جایگزین کردن نفت ایران،  با هدف فلج کردن اقتصاد ایران در قالب استراتژی غورباقه آب پز ، عمل کند.  امری که هدفش قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت است.  متن این یادداشت در ادامه آمده است: « افزایش قیمت نفت به عنوان یکی از کلیدی‌ترین کالاهای جهان قطعا نه تنها در بازارهای انرژی، بلکه در تمامی حوزه‌ها تاثیر شگرفی خواهد گذاشت. بر خلاف تصور عام که همواره افزایش قیمت نفت را یک فرصت می‌دانند اما این افزایش، در صورت فقدان مدیریت کارآمد می‌تواند به یک تهدید بدل شود. نبود مدیریت صحیح، علاوه بر اثر مشهور موسوم به بیماری هلندی، می‌تواند  در سایر ابعاد، به ویژه در عرصه بین‌الملل، نیز تاثیرات مخربی از خود بر جای بگذارد. فلذا با توجه به وضعیت خاص بین المللی جمهوری اسلامی، می باید افزایش قیمت این کالای استراتژیک در هفته های اخیر را با دقت نظر بیشتری نگریست.  مهم‌ترین پیامد افزایش قیمت نفت مقرون به صرفه شدن سرمایه گذاری در تولید نفت شیل می باشد که خود نهایاتا در بلند مدت پیامد های اقتصادی و سیاسی خاص خود را خواهد داشت. تمایل کشور های عضو اوپک بر نگه داشتن قیمت نفت بین 50 تا 60 دلار هم ناظر بر همین قضیه است. افزایش تقاضای جهانی، کاهش تولید نفت در مناطق بسیار سردسیر درفصول سرما و البته توافقات فیما بین اعضای اوپک و سایر تولیدکنندگان نظیر روسیه بر سر کاهش قیمت نفت، از دلایلی هستند که به افزایش بهای نفت کمک شایانی می‌کند. از آن جا که افزایش سرمایه گذاری در میادین نفتی شیل به معنای افزایش عرضه و کاهش مجدد  قیمت در دوره بعد است، می‌طلبد که سیاستگذاران در پی راه حلی برای مواجهه با مساله افزایش قیمت نفت باشند. از مهم ترین پیامدهای این مساله تغییر در سبد نفتی جهان است، که خود سر منشا تحولات دیگری می‌باشد. نتیجه این تغییر در سبد نفتی جهانی افزایش تولید نفت شیل و در نتیجه افزایش نفت جانشین برای اوپک در دور بعد است؛ که با توجه به وابستگی اقتصاد کشور های نفتی و به ویژه ایران به  ارز ناشی از صادرات  این ماده و محصولات جانبی اش، لازم است که سیاست در خوری را در نظر داشت. ازآن جا که راهبرد امریکا در تقابل با جمهوری اسلامی ایران افزایش فشارهای اقتصادی و نهایتا تغییر نظام سیاسی ایران است، باید نسبت به تبعات سیاسی این مساله حساسیت بیشتری داشت. چراکه، در کنارساختار تحریم هایی نظیر «کاتسا» و البته  با توجه به کسری بودجه دولت در سال‌های آتی، جایگزینی  نفت آمریکا با نفت ایران، به ویژه در بازارهای آسیایی، می‌تواند ابزار مهلکی برای ضربه زدن به اقتصاد  ایران باشد. درواقع دولت آمریکا در نظر دارد که علاوه بر قانون شکنی در برجام، از ابزارهای قانونی، نظیر تلاش برای جایگزین کردن نفت ایران،  با هدف فلج کردن اقتصاد ایران در قالب استراتژی غورباقه آب پز ، عمل کند.  امری که هدفش قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت است. همچنین نظر به تلاش آمریکا و هم پیمانان اروپایی‌اش برای  تحت فشار قرار دادن ایران برای پذیرفتن  محدودیت های برنامه های موشکی و با توجه به از دست رفتن  قدرت بازدارندگی کشور پس از برجام،  جنگ نفتی علیه ایران می‌تواند به عنوان اهرم فشاری در برچیدن فعالیت‌های موشکی به کار گرفته شود.  بنابر پیش بینی‌ها تا پنج سال آینده تولید نفت خام امریکا به 12 میلیون بشکه خواهد رسید که این بدون احتساب میعانات گازی است. این حجم از تولید نفت خام، عملا امریکا را به مهم ترین بازیگر نفتی جهان، که توانایی تعیین قواعد بازی را دارد، ارتقا می‌دهد اگر که ذخایر استراتژیک نفت آمریکا را هم در نظر بگیریم مرکز ثقل قدرت نفتی بیش از پیش به سمت آمریکا خواهد بود. گرچه ایران به عنوان سردمدار «بازها» همواره خواهان افزایش قیمت و کاهش تولید نفت بوده، اما  شاید بهترین راهکار در کوتاه مدت، مذاکره برای افزایش تولید و در نتیجه کاهش قیمت نفت و رساندن آن بین 50 تا 60 دلار باشد؛ که البته نظر به زمان بر بودن این پروسه، نتیجه ایده آلی را در بر نخواهد داشت. اما این تنها راه حل در کوتاه مدت است که به نظر می‌رسد. البته نباید فراموش کرد که، از مهمترین ذی نفعان این افزایش قیمت نفت نه صرفا تولیدکنندگان نفت شیل، بلکه شرکت‌های فعال در زمینه سوخت‌های جایگزین و نیز سایر گروه ها می باشند؛ که بر اساس میزان نفوذی که در ساختار سیاسی دولت امریکا دارند ، ممکن است از تثبیت قیمت نفت در ارقام بالا حمایت کنند. از این رو نباید از تاثیرگذاری این گروه در معادلات سیاسی و اقتصادی غافل شد. از مجموع مطالب مذکور این طور برداشت می‌شود که، آمریکایی‌ها اجازه دارند از این پس به افزایش بهای نفت نه به عنوان یک تهدید بلکه به عنوان یک فرصت نگاه کند. این در حالیست که یکی از اهرم های فشار ایران در عرصه بین الملل بستن تنگه هرمز و در پی آن افزایش قیمت نفت است.  ضعف در سیاست‌های کوتاه مدت و لزوم توجه به چشم انداز بلند مدت از آن جا ناشی می‌شود که آمریکای‌ها  رشد انفجاری تکنولوژی تولید نفت شیل را تجربه کرده اند که این حاکی از کاهش هزینه‌های تولید و انعطاف‌پذیری در تغییر میزان تولید، در بلند مدت است. بنا براین برای آمریکایی‌ها، کاهش قیمت نفت نیز، مانند گذشته یک تهدید محسوب نمی‌شود. با این حال گرچه در کوتاه مدت شاید گزینه‌های زیادی پیش رو نباشد، اما در بلند مدت کشور در سیاست گذاری ید مبسوط تری دارد. سرمایه گذاری در تولید نفت خام،با توجه به فرسودگی زیرساخت های تولیدی،از ضروریات است. نظر به اهمیت انعطاف و ظرفیت در میزان تولید نفت خام، در بازار این ماده سوختی، سرمایه گذاری برای تثبیت  و چه بسا افزایش ظرفیت تولید امری حیاتی است. همچنین جلوگیری از خام فروشی، با توجه به متکثر بودن فراورده های نفتی، عامل دیگری است که ایران را در مقابل نوسانات نفتی و البته تحریم های احتمالی ایمن نگه دارد؛ چراکه اساسا تحریم چندین کالا بسیار دشوار تر و هزینه بر تر از تحریم یک کالا است. البته علاوه بر نفت خام سایر حوزه‌ها نیز از اهمیت ویژه ای برخوردارند. امروزه گاز به عنوان یکی از بهترین جانشین‌های نفت، به دلیل ماهیتی که دارد می تواند منبع درآمد مناسب و پایداری را ایجاد کند که در بلند مدت منجر به بسته شدن پیمان های استراتژیک سیاسی نیز می شود.  گاز برخلاف نفت از طریق خط لوله منتقل می شود از این رو احداث خطوط لوله ی گاز، به تنهایی توانایی تغییر ژئوپلیتیک یک منطقه را دارند. احداث خطوط گازی از طریق بیوند زدن منافع ایران و کشور های طرف قرارداد، می تواند ایران را در وضعیتی ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قدرتمند تری قرار دهد؛ که خود پشتوانه مهمی برای مذاکرات بین المللی می باشد. از این رو توسعه خطوط گازی از مهم ترین برنامه هایی است که می توان در دستور کار قرار داد. البته بازار علاوه بر موارد فوق، امکانات دیگری را برای یک جنگ اقتصادی در اختیار کشور قرار داده است. با توجه به مزیت ایران در تولید ارزان میعانات گازی، به ویژه ال ان جی ، می توان به سمت تسخیر بازار های مقصد ((ال ان جی. امریکا)) رفت که  این امر با حمایت از بخش خصوصی میسر است. همچنین برای شرایط غیر عادی و بحرانی نیز باید برنامه ریزی های لازم را در نظر داشت.  با توجه به وضعیت خاص جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل علاوه بر موارد مذکور می باید از ظرفیت های ژئواستراتژیک موجود در منطقه استفاده کرد تا بتوان منافع راهبردی نظام را در چارچوبی خارج از قواعد حاکم بر بازار، پیگیری نمود. از آن جا که ایران همواره در معرض تهدیدات نظامی قدرتهای غربی بوده است، می‌طلبد که علاوه بر تسلط بر تنگه هرمز، بر خطوط لوله نفتی‌ای که با هدف مقابله با خطر بسته شدن تنگه توسط ایران احداث شده است، مسلط شد. با توجه به قدرت تولید آمریکا، این واکنش گرچه ممکن است در ابتدا در جهت منافع آمریکایی ها باشد، اما جنگ را برای هم پیمانان اروپایی به شدت هزینه بر خواهد کرد. از پیامدهای احتمالی افزایش شدید قیمت نفت برای اروپایی ها بازگشت پدیده رکود تورمی است که بحران های اقتصادی سیاسی اجتماعی آن، توانایی سرایت به امریکا و سایر نقاط جهان را دارد. بنابراین توانایی کنترل تام بر بزرگترین معابر  انتقال انرژِی جهان، در زمان بحران، توانایی تعیین قواعد بازی و در نتیجه مقابله موثر با جنگ‌های قیمتی نفتی را خواهد داشت. این امر، از طریق افزایش دقت توان موشکی و تقویت گروه های وفادار به ایران، در منطقه ممکن است. با توجه به مطالب فوق، مساله نفت یک مساله ذی ابعاد است که صرف نگرش اقتصادی به آن می‌تواند برای کشور بحران آفرین باشد. پس باید با دقت نظر به تمامی ابعاد آن، برای موقعیت‌های مختلف استراتژی های درخور را اتخاذ کرد.» انتهای پیام/